درباره من

بیوگرافی

به نام خدا

بیو گرافی از زبان نویسنده:

در تمام طول زندگی ام، از تلاشی که برای شش فرزندم  داشته ام با وجود تمام مشکلات، خوشحالم. من که خودم در دورانی که باید درس می خواندم با عدم امنیت در محیط زندگی مان نتوانسم به مدرسه بروم فضای کوچک خانه ام را با مطالعه و تشویق بچه ها به درس خواندن به  محیطی ادبی تبدیل کردم، تا فرزندانم مصائب مرا در زندگیشان تجربه نکنند.

من متولد سال ۱۳۳۷ در شهرستان بروجرد هستم. سال ۷۸ بود که تصمیم گرفتم تمرین به نوشتن کنم،  بلکه هم دستم از کندی در بیاید و هم بتوانم قوه ی خیالم را ارضا کنم. همان طور که گفتم من فقط یک سال به مدرسه رفته بودم آنهم به صورت ناقص. وقتی برای اولین بار قلم به دستم گرفتم و نوشتم، مصمم به نوشتن شدم. تشنه بودم، تشنه ی نوشتن. انگار تقدیر بر این بود که من نویسنده شوم.

اولین نوشته ام را از زبان مادرم نوشتم، با عنوان: “ندانم کاری من”.  این داستان کوتاه، داستانی رئال بود و در دو قسمت، با کمک و تلاش برادرم حمید که حدود هفت سال از من  کوچکتر است؛ در سال  ۷۸، در تهران، در مجله فرزند سالم به چاپ رسید، این گونه شد که مرا وارد دنیای نویسندگی کرد و بعد از آن ننه بی گل را به عنوان اولین رمانم وارد صحنه ی زمانه کردم. ننه بی گل اوایل سال ۸۲  بود که از چاپ بیرون آمد و برای خود دست به دست گشت و دوست داران فراوانی یافت.

برایم خیلی جالب بود  وقتی از یک دختر نوجوان محصل شنیدم که ننه بی گل، با آنکه کتابی برای بزرگسالان است را، بارها خوانده است. این موضوع و دریافت بازخوردهای مثبت از دیگران مرا به ادامه کار و نوشتن رمانهای جدید تشویق کرد.  با نوشتن کارهای تازه، گاه از مدارس اجازه می خواستند “ننه بی گل” را به عنوان الگویی برای دانش اموزان دبیرستان تا ابتدایی نقد کنند. درآن سال ها یعنی ۸۳ تا ۸۵،  من که هرگز میکروفن به دست نگرفته بودم، به سخنرانی در مدارس و یا محافل ادبی دعوت می شدم.

لا به لای روزها رمان “قلب سرخ” را با همه ی وجودم پی ریزی کردم، شروع “قلب سرخ” مرا وارد دنیای دیگری کرد و اتفاقی از یک زندگی جدید برایم شد. دوران نوشتن رمان “قلب سرخ” مرا  با کسانی آشنا کرد که در خواب هم نمی دیدم، شروع نوشتن قلب سرخ تا به چاپ رسیدنش ده سال طول کشید، البته در کنارش تیغ صبح را نوشتم که در دولت دهم و دولت یازدهم دست رد به سینه ی آن زدند. سپس رمان اشک فانوس زاده شد و با شخصیت های دوست داشتنی و رئالش جایگاهی در میان مخاطبان خود پیدا کرد. بعد از این ها رمان بلند پژواک عشق که زاده ی تهران ۸۸ است، پا به عرصه وجود می گذارد، که به زودی از چاپ بیرون می آید و خود دهان می گشاید و با خواننده هایش سخن می گوید. رمانهای دیگرم به مرور زمان از درونم ریشه گرفتند و زاده شدند که با آنها آشنا خواهید شد.

همیشه خدا را شکر می کنم که به من این فرصت را داد تا بنویسم و با نوشته هایم حرف هایم را بگویم، از درون مردم سرزمینم آگاه شوم و درد، رنج و شادی آن ها را به روی کاغذ بیاورم…

زندگی زیباست، تا آن را زیبا ببینیم.

signature

کتابهای منتشر شده

آثار

نمایندگی های فروش

فروش

ما کار میکنیم برای

تماس با من

تماس

اطلاعات تماس

برای تماس با من می توانید از طریق فرم تماس و یا ایمیل زیر اقدام کنید.

تلفن : ۹۸۹۳۸۵۰۷۹۷۹۵+
ایمیل :  info@fouzieh.com

تهران کرج

فرم تماس

نام شما (الزامی)

ایمیل شما (الزامی)

موضوع

پیام شما

وبلاگ

نوشته ها

  • ۲۴شهریور

    نفس پاییز

    آخر آخرای شهریوراست و نفس پاییز می دمد.

    وزیدن باد ملایم که انگار خانه تکانی تابستان را به پایان می رساند،  چه خوش و دل انگیز است.

    بخصوص برگ ها که میان انبوح شاخه ها رنگ باخته و چهره ی تازه ای به فضا داده  است و با نفس طوفانی باد هیاهویی به جنگل می بخشد.

    به راستی که  در این فضای شور انگیز پاییز آدم به پرواز در می آید.  من که  احساس می کنم  درب دانش به روی همه  باز می شود.

    سال هاست با نیمکت  کلاس اولم  خدا حافظی کرده ام، ولی انگار همین دیروز بود!!!

    دلم می خواهد باز در آن هیاهوی حیات مدرسه می دویدم و کیس های بافته ی زری، دوستم را می گویم،  می گرفتم و از پشت سر می کشیدم ش!

     

     

  • admin-ajax-1-concentrate
    ۲۷تیر

    گزیده هایی از رمان قلب سرخ

    خار در زمین می روید، که زمین را دریایی از خون کند، به راستی مردن چه زیباست  و کم نعمتی نیست.

    اگر مرگ نبود گِل کوزه گر را کجا می شد پیدا کرد.

     

    آن شب که حیاط از روشنایی پنجره ی اتاق ها تاریک و روشن می نمود، یعقوب نگاهی به سوراخ سنبه های داخل حیاط انداخت!

    ناگزیر فکرهایی به ذهنش دوید: لذت های دنیا گذراست، تنها  روحی  روشن است که جاودان می ماند….
    ادامه مطلب

  • qE2h
    ۲۳تیر

    دل نوشته

    بیش از آن که به خود اندیشم به شما می اندیشم،

    سرزمین ما را طوفان گرفت، طوفان نفس های فقر از غم درد بی دردی ها

    سرزمینم، سرزمینم  ای  که  سینه  فرش کرده …

    زیر پای آدمی،  سر زمینم،  ای سنگ صبور…
    ادامه مطلب

  • عکس-فصل-تابستان-7
    ۲۲تیر

    صبح تابستان

    زیبایی هر فصل مختص به خود می باشد، مثل امروز
    ۲۲ تیر ماه ۹۵ – در این صبح روح بخش و دل انگیز، نسیم خنکی می وزد
    در چشم انداز اتاق ام درخت ها شاخ و برگ شان را به دست نسیم سپرده و…
    ادامه مطلب

بارگذاری بیشتر